انجمن فرهنگی هنری مهتاب زنده رود استان اصفهان

انجمن فرهنگی هنری مهتاب زنده رود استان اصفهان

جمعه 06 شهریور 1405
تبلیغات در سایت ما
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما

تبلیغات سایت

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

اینست اقتدار هنر مندان مهتاب زنده رود.

اينست اقتدار هنرمندان مهتاب زنده رود 
کسب مقام نايب قهرمانى مسابقات free fight کشور توسط هنرمن انجمن مهتاب زنده رود جناب آقاى شهريار توکلی به ایشان و جامعه هنرمندان اصفهان تبریک عرض مینماییم

MZ_031@

دفتر چه خاطرات شهر من.

معرفى نامه اختصاصى هنرمندان انجمن مهتاب زنده رود
توليدات تصويرى
نام اثر:دفتر خاطرات شهر من
نویسندگان: احمدرضاقهرمان پور، علی محمودی
کارگردان:حسین فولادی
مجری طرح: انجمن سینمای جوان اصفهان
@MZ_031

مادر دروغ‌گو....

مادر دروغگو...

 

پسر هشت ساله‌ای مادرش فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدیدچیست؟»
پسر با معصومیت جواب داد: «مادر اولی‌ام دروغگو بود اما مادر جدیدم راستگو است.»
پدر با تعجب پرسید: «چطور؟»
پسر گفت: «قبلاً هر وقت من با شیطنت هایم مادرم را اذیت می‌کرم، مادرم می‌گفت اگر اذیتش کنم از غذا خبری نیست اما من به شیطنت ادامه می‌دادم. با این حال، وقت غذا مرا صدا می‌کرد و به من غذا می‌داد. ولی حالا هر وقت شیطنت کنم مادر جدیدم می‌گوید اگر از اذیت کردن دست برندارم به من غذا نمی‌دهد و الان دو روز است که من گرسنه‌ام.»

بسلامتی تمام دروغ های شیرین مادرا ...

MZ_031@

 

مادر دروغ گو....

مادر دروغگو...

مادر دروغ گو.

مادر دروغگو...

اینست اقتدار هنر مندان مهتاب زنده رود.

 ⚜اينست اقتدار  هنرمندان مهتاب زنده رود

کسب مقام نايب قهرمانى

اینست اقتدار هنر مندان مهتاب زنده رود.

 ⚜اينست اقتدار  هنرمندان مهتاب زنده رود

کسب مقام نايب قهرمانى

اینست اقتدار هنر مندان مهتاب زنده رود.

⚜اينست اقتدار  هنرمندان مهتاب زنده رود

متون ادبی.

  متون ادبى اختصاصى کانال مهتاب زنده رود

⚜که نيست....⚜
غالب:شعر
صاحب اثر:محمداسماعيل عطايى
 
 
ساده میبینم تورا هر شب به رویایی که نیست
میزنم دیوانه وار دل را به دریایی که نیست
 
مینشینی در برم محو نگاهت میشوم
بیخیال از غصه و تشویش فردایی که نیست
 
در کنار جوی آب و سایه ی آن بید مست
عشق بازی میکنیم در دشت و صحرایی که نیست
 
میزنم یک جرعه می از ساغر مژگان تو
جسم و روحم مست آن چشم فریبایی که نیست
 
هر شبم را تا سحر سر گشته ی کوی تو ام
مانده ام در حسرت رویای زیبایی که نیست
 
میسپارم دل به دستم مینویسم خط به خط
از معمای وصالت با الفبایی که نیست
 
نیمابهار
۹۴/۵/۲۶
 

مادر دروغ گو....

 مادر دروغگو...

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران