انجمن فرهنگی هنری مهتاب زنده رود استان اصفهان

انجمن فرهنگی هنری مهتاب زنده رود استان اصفهان

سه‌شنبه 21 مهر 1405
تبلیغات در سایت ما
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما

تبلیغات سایت

دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

 دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

شیدا صادقی

برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

 دکلمه اختصاصی کانال مهتاب زنده رود 

عارفه عاقبت بخیر

برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

 

دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

 دکلمه اختصاصی کانال مهتاب زنده رود 

عارفه عاقبت بخیر

برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

 

دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

دکلمه اختصاصی کانال مهتاب زنده رود

 پروانه اسدی

برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

 

دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

  دکلمه اختصاصی کانال مهتاب زنده رود 

فاطمه اقاجان 

برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

 

دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

دکلمه اختصاصی کانال مهتاب زنده رود 

محمد اسماعیل عطایی 

برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

 

دکلمه اختصاصی انجمن مهتاب زنده رود.

دکلمه اختصاصی کانال مهتاب زنده رود 

محمد فرهادی

 

برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

 

معارفه انجمن مهتاب زنده رود.

 انجمن فرهنگى هنرى مهتاب زنده رود اصفهان
⚜هنرملى,فرهنگ آيينى⚜
مجرى و مشاور برنامه فرهنگى,هنرى-توليدات صوتى,تصويرى-برنامه گزار کنسرت موسيقى
تابع قوانين و مقررات جمهورى اسلامى ايران

برای عضویت در کانال اینجا کلیک کنید.

متون ادبی.

 متون ادبى اختصاصى کانال مهتاب زنده رود

⚜مهربهار ..⚜
قالب:شعر
صاحب اثر:محمداسماعیل عطایی 
 
 
 
مهر تو آمد به دل مهر خزان را چه کار
ساقه جان غنچه زد عشق تو ما را بهار
 
تا که دو چشمم بدید شرم نگاه تورا
سر درونم شد از رنگ رخم آشکار
 
آمدنت روشنی داد زوال مرا
قرص مه روی تو ماه شبانگاه تار
 
سحر دو چشم خمار قوس دو ابرو کمان
تیر نگاهت همی کرد دلم را شکار
 
عطر سحر دارد آن زلف پریشان یار
سلسلهء موی تو مرحم این حال زار
 
 
سرو سهی جملگی قامت رعنای تو 
جان به فدای قدت نوگل باغ بهار
 
 از کرم کردگار دست خوش روزگار
قرعه به نامم زده تا بشوی ماندگار
 
حاجت دل کن روا قبله حاجات ما
تا که کنم بندگی بهر تو دیوانه وار
 
نیمابهار
۹۴/۸/۲۴
 
 

متون ادبی.

 متون ادبى اختصاصى کانال مهتاب زنده رود

⚜پریشانی...⚜
غالب:شعر
صاحب اثر:محمداسماعیل عطایی
￿
 
 
شده از خستگى خوابت نبره؟
يا به خميازه اى خوابت همه يکجا بپره....؟
شده ديوانه شوى وقت سحر؟
و ندانى که چه مرگت شده است...!
شده افسردگى و غم همه از جان بخرى..؟
ولى اندوه دلت را پيش ناکس نبرى؟
شده بيگانه شوى از من و ما؟
و شکايت کنى از دل به خدا..!
من دقيقأ به همين حال دچارم هر شب...
 
نيمابهار
٩٥/١٢/١٥
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران